توضیحات درس اول کتاب ادبیات سال دوم متوسطه ) الهی(
درس اوّل
خواجه عبدالله انصاری ملقّب به شیخ الاسلام و معروف به پیر انصار و پیر هرات از دانشمندان و عارفان قرن پنجم است که در سال 481 هـ . ق . درهرات درگذشت . از آثار مشهور او الهی نامه ، زاد العارفین ، مناجات نامه و رساله دل و جان را می توان نام برد . مناجات های خواجه عبدالله مسجّع ، لطیف ، دلنشین ، ساده و سرشار از مضامین عرفانی است .
« الهی»
به نام آن خدايی كه نام او راحت روح است
تلميح دارد به آيه : الا بذكر الله تطمئن القلوب
راحت : آسايش ، آرامش
معنی : [ سخنانم را با نام آن خداﻯ آغاز می كنم كه ] به نام آن خدای كه اسمش باعث آرامش روح و دل هاست .
و پيغام او مفتاح فتوح است
پیغام : پیام
مفتاح و فتوح : جناس ناقص اشتقاقی
مفتاح : کلید
فتوح : گشایش ها ، پیروزی ، گشایش حاصل شدن چیزی بیش از حدّ انتظار
معنی : و پيام او كليد پیروزی هاست . [ گشايش هر چيزی بيش از حدّ انتظار است .]
و سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است .
سلام : نمازصبح ، رحمت الهی ، سلامتی ، لطف
صباح : صبح
را : برای ( را ) متممی است
صبوح : باده ی بامدادی ، آنچه باعث سرخوشی و نیروی معنوی فرد شود .
صباح و صبوح : جناس ناقص اشتقاقی
سلام ، صباح ، صبوح : مراعات نظیر
معنی : سلام و رحمت او در صبحگاه ، به مؤمنان سرمستی و نشاط میبخشد .
و ذكر او مرهم دل مجروح است .
ذکر : یاد
معنی : ياد او باعث آرامش و درمان دل مجروح و دردمند میشود .
و مهر او بلانشينان را كشتی نوح است .
تلميح به داستان حضرت نوح
مهر : لطف
بلانشينان : مصيبت زدگان این عالم
معنی : و لطف و محبّت او برای مصيبت زدگان مثل كشتی نوح نجات بخش است .
ای كريمی كه بخشنده ی عطايی و ای حكيمی كه پوشنده ی خطايی
ای کریمی که بخشنده ی عطایی : یا واهب العطایا
پوشنده ی خطا : ستّارالعیوب
عطايی و خطايی : سجع متوازی
كريمی و حكيمی : سجع متوازی
معنی : ای بخشنده ای كه ، بخشش از آن توست و ای دانايی كه پوشاننده خطا و اشتباه انسانها هستی
و ای صمدی كه از ادراک خلق جدايی .
صمد : تو پُر، بدون روزنه و خلأ ، مجازاً بینياز
ادراک : فهم
خلق : بشر
جدایی : دوری
ترصیع دارد .
معنی : و ای بی نيازی كه انسانها از درک و فهم تو عاجزند
مفهوم : نشان دهنده ی عجز از شناخت خداوند است .
و ای احدی كه در ذات و صفات بی همتايی
ذات : سرشت
بی همتا : بی نظیر
احد : یکتا
معنی : وای يكتايی كه وجود و هستی و صفت های تو يگانه است . در وجود و هستی و صفاتی که به آن وصف شدی مانند نداری .
و ای خالقی كه راهنمايی و ای قادری كه خدايی را سزايی
قادر : توانا
خدایی : آفریدگار بودن
سزا : شایسته
راهنمايی و سزايی : سجع متوازی
معنی : ای آفريدگاری كه راهنمای انسان ها [ به سوی راستی و درستی ] هستی و ای قدرتمندی كه خالق بودن شايسته ی توست .
جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده .
جان ما را صفا ده : روح و روان ما را صفا بده
هوا : عشق و محبّت
صفای و هوای : سجع
معنی : روح و روان ما را صفا و رونق ببخش و به دل ما از عشق و محبّت خود پر كن [ آرزوی رسيدن به خود را در دل ما بينداز ]
و چشم ما را ضيای خود ده و ما را آن ده كه آن به و مگذار ما را به كه و مه.
ضياء : نور
به : بهتر است
كه و مه : جناس ناقص اختلافی
که : کوچک تر
مه : بزرگ تر
معنی : و چشم ما را به نور خود روشنی بخش و به ما آن چه را بده كه بهتر است و ما را اسير كوچک و بزرگ نكن .
الهی ، عبدالله عمر بكاست امّا عذر نخواست .
بكاست و نخواست : سجع
عمر بکاست : پیر شد
معنی : خدايا خواجه عبدالله انصاری ( بنده ی تو ) پير شد ولی توبه نكرد .
الهی عذر ما بپذير و بر عيب های ما مگير .
بپذير و مگير : سجع
تلمیح دارد به بیت « به بادافره این گناهم مگیر / تویی آفریننده ی ماه و تیر » از فردوسی
معنی : خدايا طلب بخشش ما را بپذير و عيب ها و كوتاهی های ما را ناديده بگير و از ما را بازخواست نكن .
الهی ، ترسانم از بدی خود بيامرز مرا به خوبی خود .
خود اوّل : خواجه عبدالله انصاری
خود دوم : خدا
خود : ضمیر مشترک
خود و خود : جناس تام
خوبی و بدی : تضاد
معنی : خدايا من از بدی ها و از اعمال بد خود شرمنده ام و میترسم مرا به خوبی خودت ببخش و بیامرز.
الهي ، در دل های ما جز تخم محبّت خود مكار و بر تن و جانهای ما جز الطاف و مرحمت خود منگار.
منگار : ثبت نکن ، حک نکن
تخم محبّت : اضافه ی تشبيهی
تن و جان : مراعات نظير و تضاد
تخم و مكار : تناسب یا مراعات نظیر
معنی : خداوندا ، دل های ما را كشتزار محبّت خودت قرار بده [ در دلهای ما به جز عشق و محبّت خود قرار نده ] و بر جسم و روح ما جز لطف و بخشش خود حک نكن [ نقش ديگری تصوير نكن]
و بر كشتههای ما جز باران رحمت خود مبار .
تلميح دارد به الدنيا المزرعة الآخرت
كشته : استعاره از اعمال ما
باران رحمت : اضافه ی تشبيهی
كشته ، مکار : تناسب یا مراعات نظیر
باران ، مبار : تناسب یا مراعات نظیر
مبار و باران : جناس ناقص اشتقاقی
بر اعمال و رفتار ما لطف و رحمت خودت را بفرست .