سجع : سجع در لغت به معنی آواز کبوتر خصوصاً فاخته در اصطلاح ادبی آن است که نویسنده در مقاطع عبارات ( جاهایی که ؛ می گذارند ) کلماتی بیاورند که حکم قافیه در شعر دارند آرایه ای است که به نثر اختصاص دارد و نظیر آن را در شعر قافیه ی درونی یا میانی ( ترصیع یا موازنه ) گویند و سجع در مقاطع عبارت و بندها کلماتی بیاورند که آن که آن کلمات حکم قافیه در شعر را دارند ؛ نثری که سجع داشته باشد ، مسجّع یا مسجوع نامیده می شود .
ادامه مطلب
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را
ردیف : را
قافیه : خدا - هما
قاعده ی قافیه : مصوت ا به تنهایی قاعده2
اما در بیت 5 (مدارا) ودر بیت 14 (شهریارا) به علت رعایت نکردن قاعده قافیه . قافیه غلط است
كنايه در لغت به معناي پوشيده سخن گفتن است ودر اصطلاح ادبي به كار بردن عبارتي است
به دو معنا يكي معناي ظاهري و ديگري معناي ثانوي . هر چند كه گاهي اوقات معناي ظاهري
مي تواند كاربرد داشته باشد ولي مطلقا ً معناي ثانوي كلام مورد نظر است . مثلاً مي گويند : "
فلاني دستش كج است " به حقيقت ممكن است فلاني دستش كج باشد ولي منظور از دست كج
بودن " دزد بودن " است.مثالي ديگر مانند سپر انداختن كه به معناي تسليم شدن است .
ادامه مطلب
صنایع ادبی در اشعار حافظ
حرفهای تازه، مضمونهای بی سابقه، و اندیشه هایی که رنگ اصالت و ابتکار دارد در کلام حافظ همه جا موج می زند. حتی عادی ترین اندیشه ها نیز در بیان او رنگ تازگی دارد. این تازگی بیان، در بعضی موارد نتیجه ی یک نوع صنعتگری مخفی است. مناسبات لفظی البته شعر وی را رنگ ادیبانه می دهد و آشنایی با لغت و علوم بلاغت وی را در این کار قدرت بیشتر می بخشد. مراعات نظیر هم لطف و ظرافتی به کلام او می افزاید. وقتی بخاطر می آورد که زلف معشوق را عبث رها کرده است، این را یک دیوانگی می بیند و حس می کند که با چنین دیوانگی هیچ چیز برای او از حلقه ی زنجیر مناسبتر نیست. با چه قدرت و مهارتی این الفاظ را در یک بیت آورده است! جایی که از دانه ی اشک خویش سخن می گوید به یاد مرغ وصل می افتد، و آرزو می کند که کاش این مرغ بهشتی به دام وی افتد. یک جا در خلوت یک وصل بهشتی از معاشران می خواهد، گره از زلف یار باز کنند و به مناسبت زلف یار که در تیرگی و پریشانی رازناک خود به یک قصه می ماند – از آنها می خواهد تا شب را با چنین قصه ای دراز کنند.
ادامه مطلب